توپ۹۰
با توپ نود متفاوت پيشبيني كنيد!
نگاهي نو در دنياي پيشبيني
پخش زنده تلويزيوني تمامي فوتبال ها

ثبت نام کن و میلیونر شو
بازی جدید انفجار

ضریب های عالی و پول دار شدن به سبکی آسان در بازی جدید انفجار️

ثبت نام کن میلیونر شو

آدرس کانال

تفاوت را در کره حلاوت تجربه کنید

کافیه فقط یکبار امتحان کنید

خوش طعم ترین و با کیفیت ترین محصولات لبنی در ایران

اخذ نمایندگی فروش شهرستانها

مردها عاشق نمیشوند
به قلم مینا طبیب زاده
قسمت ۱

مرسی آقا پیاده میشم
ایستاد ، هزاری رو به سمتش گرفتم و منتظر موندم که صد تومن بقیه اش رو بهم بده و اون هم منتظر موند تا من
پیاده بشم … انگار قصد پس دادن بقیه پول رو نداشت پرسیدم:
ببخشید آقا چقدر شد؟
چنان چشم غره ای بهم رفت که گفتم همین االن بلند میشه از ماشین پرتم میکنه بیرون و با تحاکم گفت:
هزار تومن
این یعنی دهانت رو ببند و پیاده شو این همه راه آوردمت خداتو شکر کن فقط هزار تومن گرفتم … حوصله نداشتم
مثل راننده دیروزی باهاش بحث کنم خودشون بودن و انصافشون فوقش مثل دیروز اعصاب خودمو خرد میکردم و
باهاش بحث میکردم آخرش میگفت خرده ندارم و خودش رو راحت میکرد یا مثل اون راننده بی ادب چند روز پیش
میگفت خرده هامو دادم گدا قبلی نمیدونستم یه گدای دیگه قراره به پستم بخوره … بیخیال صد تومنم پیاده شدم
… به قول عمه خانم با این صد تومن نه من گدا میشدم نه این راننده دارا میشد.در عوضش چنان در ماشین رو محکم بهم کوبیدم که صد برابر صد تومن بره پول تعمیر بده … دلم که خنک شد به
سمت آپارتمان های رنگ و رو رفته و چوب کبریتیمون رفتم
آخر شب بود و بلوار جلوی خونه خلوت بود … فقط ایمان ایستاده بود و یه پسر شونزده هفده ساله که نمی
شناختمش
تو اون تاریکی چشم ریز کردم و قره قورتی که موقع دست دادن و خدافظی رد و بدل شد رو دیدم
پوزخند زدم … یه بچه هفده ساله چی از اعتیاد میدونست که خودشو اینجور بدبخت میکرد؟ … آخرش میخواست
چی بشه ؟ مثل عمو خسرو جنازه اش رو گوشه خیابون سرنگ به رگ جمعش کنن یا مثل بابا ، بشه پدر یه بچه
بدبخت دیگه مثل من …. طفلی دخترای این دوره به کیا میخواستن تکیه کنن؟ به کسایی که انقدر بچه بودن که
تصمیم کبری شون این بود که با تریاک و حشیش خودشون رو آروم کنن؟
سالم جیگر … خسته نباشی
با انزجار به ایمان نگاه کردم
من جیگر توی عوضی نیستم
اونم میشی … آخرش میشی …یه روز که بابات خمار بود و پول خرید هم نداشت مجبورت میکنه بشی
چشمم رو روی حقیقت تلخش بستم و در عوض چشمام رو براش ریز کردم
چکار اون بچهه داشتی؟
کجاش بچه بود؟ ریش و پشمش سه برابر من بودا
ریش و پشمش آره اما عقلش از تو نخود مغزم کمتر بود که دور و بر تو میگشت
مشت پرکرد و برای من صدا باال برد:
درست صحبت کنا
براق شدم سمتش و صدای من از اون باالتر رفت:
درست صحبت نکنم چی میشه؟
برو بابا تو باز با صاحبکارت دعوات شده اومدی سر من خالی میکنی
دستم رو روی هوا تکون دادم و بی خیال گفتم:
برو بینیم بابا بذار باد بیاد
رفت ، به هر جایی غیر از خونه اش … آخه تازه سرشب آقایون التا بود

ادامه دارد….

برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

ارسال دیدگاه جدید

نظرات برای این مطلب بسته شده است.

Sorry, the comment form is closed at this time.

به نکات زیر توجه کنید

  • نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
  • لطفا نظرات خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.

%u0637%u0631%u0627%u062D%u06CC %u0633%u0627%u06CC%u062A
طراحی سایتسئواجاره ویلا و فروش ویلا شمالسرویس و تعمیر کولر گازیاجاره ویلافروش ویلااجاره ویلافروش ویلاویلا شمالویلا زیباکنار